بنام خدا

شايد توی اين چند سالی كه از درگذشت پدرم ميگذره هيچ وقت نبودِ پدرم رو اينقدر احساس نكرده بودم  .

 زمانی كه پدرم از دنيا رفت همه دور و بر ما بودن اصلا اون موقع نبودش رو كمتر احساس كرديم وقتی مراسم چهلم برگزار شد همه رفتن سوی خونه هاشون.....چنان سكوتی خونه ما رو برداشت كه الان وقتی فكرش رو ميكنم ناراحتم ميكنه.تنها حرفی كه شايد تا مدتها بين من و مادرم رد و بدل ميشد غير از سلام و عليك ...اين بود كه  بيرون ميری نون هم بگير....

فقط سكوت بود و سكوت.....

وقتی فكرش رو ميكنم اشك تو چشام جمع ميشه هيچ صدائی از خونه ما بيرون نميومد....بندرت كسي درب خونه ما رو هم ميزد...شايد هم بيشتر گداها ....كه اون هم شايد برای (سوء) استفاده از احساسات خانواده ......

شبها وقتی ميديدم نم نم باران مياد ميرفتم خيابان ، توی كوچه های خلوت قدم ميزدم...و هميشه هم توی تنهائی خودم گريه ميكردم...يادم نمياد برای چی شايد سنگينی كه توی قلبم بود و نمی دانستم كه بايد چكار كنم...

همه برادرام و خواهرام ازدواج كرده بودن...من  تنها مجرد خانواده بودم....تنهای تنها...

الان هفت سال از اون موقع ميگذره .....

خدا رحمت كنه پدرم رو ......

وقتی زنده بود يكی از آرزوهام اين بود كه كاری گير بيارم و هر ماهه يه پولی براش بفرستم....اما تا زمانی كه زنده بود متاسفانه دستم تو جيب پدرم بود....حالا بايد براش خيرات كنم ...اما نميدونم چرا دلم رو راضی نمی كنه...

خيلی دوست داشتم هر ماه مبلغی رو براش بفرستم...هر چی اون به من پول تو جيبی داد حالا من جبران كنم.....

اما حيف........

                                                                            يا علي23.gif

/ 6 نظر / 6 بازدید
مریم

نيستی که ببينی چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاريست و چگونه جای تو در جان زندگيم سبز است، واژه صبر هم در اندوه از دست دادنت بی صبری می کند....نمی دونم چی بايد بگم! برای منی که هميشه اولين و آخرين عشقم تو زندگيم پدرم بوده و هست و فکر از دست دادنش هميشه بزرگترين فاجعه زندگيمه حرفی باقی نمی مونه جز اينکه برای شما آرزوی صبر و برای ايشون آرزوی رحمت و مغفرت،... حرمت چشمهای هميشه نگران او را نگهداريد...

mard e tanha

خدا رحمت کنه همه درگذشتگان رو... ولی آدم همیشه باید قدر موقعیت هاشو بدونه، قبل از اینکه از دستشون بده!!! مطمئن باش از خیرات تو دل اون شاد میشه، هر چند دل خودت راضی نمیشه! نذار این تجربه تلخ (خدای نکرده) باره برات تکرار بشه... بیشتر مراقب مادرت باش! ***آپدیت کردم،مرد تنها***

man

سلام / خدارحمتش کنه / براش نماز بخون/ در ضمن مطلب نماز که پايينا نوشتی خيلی عالی بود/ ما هر چی بخونيم خدا خودش خوب ميفهمه ای کاش همه ميخوندن

بلفي

دوست عزيز ممنون که به من سر زدی. احساس زيبايت هم به پدرت شايان توجه است.مطمئن باش ايشان هر کجا که باشند،تو را می بينند و اين حرفهای تو را می شنوند. روحشان قرين رحمت باشد /هيچ هم حيف نيست.حيف از جوانی شما است که غصه بخوری.شاد باش تا پدر هم شاد باشه.

عليرضا

سلام:پدرت تو هرگز نرفته و نخواهدرفت.پدرتو هم اکنون ناظر و کنار توست نه الان بلکه هر وقت که اراده کنی!او همه حرفهايت را می شنود و همه کارهايت را می بيند پس چرا بايد افسوس بخوری؟ او بهر حال الان به پول های تو نيازی ندارد بلکه چيزی که نياز دارد همان نماز هايی است که می خوانی و همان خيراتی است که می کنی همه اينها از ميليونها تومن پول که در زمان حياتش بهش می دادی خیلی خیلی ارزشمند تر است پس چرا افسوس؟؟

azadeh mirzakhalili

سلام ، مطمئنا شما دوران سختی را از نظر عاطفی طی کرده ايد . می توانم سکوت و گريه های پنهان شما را درک کنم . از دست دادن هر عزيز ی بسيار دردناک و ناگوار است . ولی اینرا می دانید که بالاخره همه ما روزی باید برویم . تنها کاری که می توان کرد این است که لحظاتی را که با عزیزانمان داریم قدر بدانیم و نگاهبان این لحظات باشیم .