بنام خدا

هفته گذشته رفته بودم مشهد زيارت، توی حرم نشسته بودم يادم آمداز اولين باری كه ميخواستم بيام مشهد.....سرباز بودم.....نصف شب بيدار خوابی به سرم زده بود....همه خواب بودن ...حتی نگهبان آسايشگاه....

به خودم گفتم بهتره وضو بگيرم و دو ركعتی نماز بخوانم....

وضو گرفتم و رفتم گوشه آسايشگاه كه موكتی برای نماز پهن بود نماز خوندم....نمی دونم اون شب چه حسی داشتم كه تا نمازم تمام شد ياد مشهد و امام رضا افتادم...يكدفعه دلم گرفت ...گفتم خدايا به اين سن سال رسيدم يه بار قسمتم نكردی مشهد برم...از هر كی سوال ميكنم مشهد رفتی ....حداقل نميگه نه....حتی اگر شده ميگه بچه كه بودم ....توی خانواده ما همه يك بار رو مشهد رفتن الا من.....

اشك توی چشمام جمع شد.....سرم رو روی مهر گذاشتم و به همه غصه هام گريه كردم......آخه محل خدمتم خيلی سخت مرخصی ميدادن و هر وقت كه مرخصی ميرفتم ميبايست به پدر و مادرم سر ميزدم....

بعد از نماز رفتم رو تختم و خوابيدم.....

صبح بعد از صبحانه به محل كارم رفتم...

ظهر كه شد وضو گرفتم و به آسايشگاه آمدم....رفتم كه نمازم رو بخوانم ...

يكی از ته آسايشگاه اسم منو صدا زد....تلفن....

گوشی رو گرفتم يكی از دوستان محل كارم بود .....گفت ميخوای بری استراحت كاري.....گفتم كي؟كي؟....گفت از فردا ...امروز كه سه شنبه هست كه هيچ تا ساعت ۲ هستی ...فردا چهارشنبه و پنجشنبه....جمعه و شنبه هم تعطيله ....گفتم نهار رو كه خوردم ميتونم برم...گفت آره گفتم مشكلی نيست...گفت نه.....خداحافظی كردم .......و يكراست ترمينال جنوب....رفتم مشهد ....

شايد باورتان نشه.....اون لذت بخش ترين مسافرتی بود كه در تمام عمرم رفتم....از حرم بيرون نمی اومدم مگر برای خورد و خوراك...تمام وقت توی حرم بودم.....

الان هر وقت ميخوام برم از خانواده ديدن كنم....اول ميرم مشهد ....بعد جای ديگه....

خدا قسمت شما هم بكنه......

                                                             يا علي23.gif

 

 

/ 11 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

سلام زيارتتون قبول

بلفي

چه اعتقاد تحسين برانگيزی.خوشا به احوالتون.وقتی ميگن طلبيده،حتماً همينه ديگه! بايد مرخصی خود به خود جور بشه. موفق باشيد

غريبه

سلام .. ممنون که سر زدين .. راستش مجلس من زنونه مردونه نداره .. يعنی می‌دونين هرکسی که يه دل کوچولو هم داشته باشه خودش صاحب مجلسه اونجا/ و خوشا به سعادتتون .. من تا پنجم دبستان مشهد زندگی می‌کردم، اما الان دقيقاْ ۷ ساله که نرفتم .. کاش امام رضا ما رو هم بطلبه .. خوش باشين .. يا علي

bahal

سلام زيارت قبول . بابا خيلی باحالی ما رو هم ميخواستی واسه زيارت .راستی چی شد بالاخره مزدوج شدی يا نه . سر بزنی خوشحال ميشم . تا درودی دوباره بای بای

مرد تنها

سلام، قسمت همه میشه بالاخره! دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره! ائمه هیچ وقت بنده های مومنشون رو فراموش نمیکنن... ایشالله وضع عراق زودتر درست بشه... قسمت همه بشه بریم زیارت امام حسین! بابای! پیش منم بیا -----------< مرد تنها >------------

جاسمین

سلام احمد جان خوبی؟ ممنون که سر زدی و خوش به سعادتت که رفتی امام رضا وبلاگت رو که خوندم داغ دلم تازه شد . بدجوری دلتنگ مشهدم .

man

فصل وصل است وزمان عشرت است/فصل خوب رحمت است ونعمت است//فصل وصل آمد خدارا ياد کن/خيزو خودرا ازگناه آزادکن.// سلام ، آمده ام که بگويم فصل وصل عاشق ومعشوق فرارسيد واکنون فرصت خوبی است که يک قدم به خانه قلب دوست نزديک شويم.او عمدا ْ درخانه خود را يک ماه باز گذاشته. ميخواهد ببيند چه کسی پشيمان شده ، چه کسی ميخواهد بگويد خدايا معذرت ميخواهم، ميخواهد امتحانات نهايی رابرگزار کند واعلام کرده که نمره ارفاقی هم ميدهم.فرموده که پارتی هم قبول ميکنم. بشتابيد..... من که ديشب رودوايسی رو گذاشتم کنار و گفتم خدايا غلط کردم ...راستی يادم رفت بگم يك ماه ديگر نتايج امتحانات رو ميزنه پشت شيشه دلامون.

مریم

۵:۱۶ صبح، اولين سحر ماه رمضان: براتون ماه خوبی رو آرزو می کنم.

دنیا

خيلی جالبه . خيلی دلت پاکه . خدا قسمتت کنه مکه و بعد کربلا و تو که انقدر پاکی ايشاا... به هرچی می خوای برسی. ممنون از اينکه به من سر زدی . تو روخدا من محتاج دعا هستم . من رو فراموش نکن. درضمن زيارتت هم قبول باشه.